خوانندگان قدیم
موسیقیدان ها و مخصوصا خوانندگان مسن امروز نام بسیاری از آوازخوان های قدیم را می برند که در موسیقی استاد بوده اند. از اصفهانی ها «درویش حسن» که شاید گوشه «حاجی حسنی» که نواخته می شود از او باشد. همچنین «میرزا حسن خاکی» بزرگ و میرزا ابراهیم خاکی کوچک و رحیم زری باف و خواجه سفید بود و رحیم خواجویی که در اواخر عمر گوشش سنگین شده بود. همچنین ابراهیم آقاباشی که سید رحیم و نایب اسدالله نی زن و علی خان دهکی «پسر حسین دهکی بازیگر» شاگرد او بوده اند شهرت دارند.
از شهرهای دیگر «خدامراد» که گویند همایون را کسی به آن خوبی نخوانده و مولا موسی رشتی و حسین درشکه چی رشتی و حسن خان فلکی و آقاجان ساوه ای ، استاد جناب قزوینی و حاجی حکیم تهرانی و صادق خان نواب که از غلام بچه های عزیزالسلطان بوده است نامشان جزء خوانندگان خوب برده شده است.
از طبقه متأخرین از سید عسگر کردستانی و شهاب اصفهانی نام می برند. دیگر میرزا حسین ساعت ساز اصفهانی معروف به خضوعی که شغل موسیقی داشته و کار ساعت سازی وسیله تفریحش بوده است. همچنین اسدالله خان خازن الممالکی که با منتظم الحکما نوازنده سه تار مأنوس بوده و صدای گیرنده ای هم داشته و میرزا شکرالله خمسه ای خواننده مخصوص میرزا غلامرضا شیرازی «نوازنده تار» . همچنین سید رحیم ، معاصر سید عبدالرحیم اصفهانی معروف به حبیب شاطر حاجی که در جوانی بیمار و صوتش خراب شده ولی قبلا صوت دلنشینی داشته است. وی با عارف شاعر و تصنیف ساز معروف نیز مأنوس بوده به طوری که آقای علینقی وزیری می گویند او را سال ها پیش در اصفهان دیده اند و حسن سلیقه اش را تحسین می کنند. همچنین جناب دوامندی که چند صفحه از او به یادگار مانده و حسن لحنی معروف به قصاب که چندی پیش درگذشت و حسینعلی نکیسا که تعزیه خوان بوده و در آواز خوانی به سبک مجالس بزم نیز مهارت داشته و چند صفحه هم از او موجود است. غیر از اینها استادان دیگری هم بسیار شهرت داشته اند که از همه معروف تر شیخ محمود خزانه است که گویند مردی بود مستغنی و دارای عفت نفس.
ادامه مکتب تهران
محافلی در تهران پایه گزار و محل رفت و آمد و بحث و فحص راجع به چگونگی موسیقی و قابلیت سازها و چیره دستی نوازندگان و نحوه اجرای گوشه ها وحشو و زواید آن وبازخوانی و یادگیری اصالت کار گذشتگان و اصول و کار سنتی بوده است که بدون آنکه زیر پوشش دولت یا دستگاهی قرار گیرد بر حسب دلخواه و ارزشیابی صاحبخانه ویا سعه نظر و باز بودن درب خانه اش برای هنرمندان آثار و آنچه گذشت به بحث و بررسی گرفته می شد و آنها که جرأت و جسارت راهیابی به این گونه جلسات را داشتند بی پروا پای در خانه می گذاشتند و به هنرنمایی می پرداختند. بدون آنکه برنامه خاصی داشته باشند یا شخص معینی یا هنرمندی بخواهد کاری یا نقشی را از سر غرض و مرض ایفا کند. اما در ارزیابی کلی و جمع بندی نظرات صاحبنظران به بحث اجرایی قطعات و گوشه ها و یا آواز می پرداختند و کمی و کاستی ها را بی ریا و بدون رودربایستی و نظر خاص در مورد کوچک و بزرگ کردن اشخاص بدون پرده پوشی به عیان بیان می کردند و این جلسه ها لبریز از آموزش بود که بزرگانی چون صبا ، طاهرزاده ، حبیب سماعی و حسین خان اسمعیل زاده ، فروتن ، حاج علی اکبر خان شهنازی و عبدالحسین شهنازی - تهرانی - محجوبیها ، اقبال آذر و درویش خان ، عبادی - اسمعیل قهرمانی - شاهزاده هرمزی ، عبدالله دوامی ، علی خان مبشر ، حسن مشحون ، مختاری و بسیاری از بزرگان بدون تعیین و قت و دعوت حضوری و به صرف بزرگ منشی صاحب خانه در آن گرد می آمدند و آنچه حاصل این مجالس علمی بود در حقیقت به منزله آکادمی و محل تحقیق و تنظیم و تصحیح و تنقیح ردیف به شمار می آمد که بسیاری از بزرگان موسیقی امروز و روزگار ما حاصل و دست پرورده این محافل آموزشی و آکادمی بودند که از جمله اند : نورعلی برومند ، استاد علی تجویدی ، مرحوم محمود کریمی و بسیاری از طالبان و پژوهندگان نوجوان که اهل ریاضت و کوشش و تلاش در فراگیری موسیقی بوده اند.

حاج آقا محمد مجرد ایرانی
که به جاست در اینجا یادآور شود که مرحوم «محمود کریمی» تأثیر پذیر و هنرجوی اینگونه آکادمی ها بود که بیش از همه آنچه او در قالب اسالیب آواز فرا گرفت از خوشه چینی و بروز استعداد خود در فراگیری آواز به نظم کشیدن آن از اینگونه محافل بود که مهمترین آن مکتب یا آکادمی خانه پر صدق و صفای مرحوم حاج آقا محمد ایرانی را می توان به شمار آورد که بیش از شصت سال درگوشه ای از تهران ، در کناری از خیابان ژاله امروز و باغچه ای در چهارراه آبسردار واقع گردیده بود که در تهران خلوت و بی سروصدای بیست تا پنجاه سال پیش گوشه دنج و محل امن و خارج از قیل و قال به شمار می رفت و درب این خانه به جز ایامی که به روی مشتاقان و همه اساتید باز بود.

شادروان محمود کریمی
آشنایی با این مکتب انس و گوش راز نیوش می خواهد که دقایق و روش های آن را درک کند. مثلا با آنکه مرحوم طاهرزاده و ادیب خوانساری از شاگردان مکتب سید رحیم و پرورش یافته مکتب اصفهان بوده اند ولی بعد از عزیمت واقامت طولانی در تهران هریک در ارائه کلمات و قطعات شعر و با اجربی تحریرها ، تکیه ها ، سکوت ، سکون ها دارای سبک و سلیقه ای خاص بودند. از تحریرهای ریز و طولانی وبه چهچهه های ناموزون و نا بجا گریز داشتند و در انتخاب و اجرای شعر معتقد به روشی عارفانه که بیانگر حالت درونی آن باشد ، بودند.بالاخره چون نوع خوانندگی و تنوع در خوانندگی و اجرای بعضی قطعات ضربی و کار عملی در شیوه و مکتب تهران رایج بود سبک و شیوه خاص آن با آنچه در اصفهان به وسیله مرحوم سید رحیم و شاگردان پر ارجش ارائه می گردید کم و بیش تفاوت های اندکی داشت و این اضافات اندک حتی در بعضی از اسامی گوشخ ها هنوز هم پابرجاست . در روش برداشت و شروع و فرود و ختم آواز تنوع و تفاوت هایی را در اجرای دو سبک یاد شده آشکار می ساخت. سبک و مکتب تهران بدین گونه شهره شد. خاصه از زمان شروع کار رادیو که اجرای ردیف به گونه آزاد و از آغاز تا انجام به علت وقت محدود از یادها رفت و موسیقی ارائه شده از طرف هنرمندان تهرانی به خلاصه گرایی گرایش یافت.
این غزل در مایه دشتی و عشاق و بیداد خوانده شود
محمد حسن رهی معیری
چو، نی به سینه خروشد دلی که من دارم
به ناله گرم بود، محفلی که من دارم
بیا و اشک مرا چاره کن، که همچو حباب
به روی آب بود منزلی که من دارم
دل من از نگه گرم ِ او نپرهیزد
زبرق سرنکشد،حاصلی که من دارم
به خون نشسته ام ازجان ستانی دل ِخویش
درون سینه بود، قاتلی که من دارم
زشرم عشق خموشم،کجاست گریه شوق؟
که باتوشرح دهدمشکلی که من دارم
رهی ، چو شمع فروزان گَرَم بسوزانند
زبان ِ شکوه ندارد دلی که من دارم
در این قسمت هم تعدادی از مطالبی رو که دوستان در موردش توضیح خواسته بودن شرح می دم.
درآمد : در موسیقی ایران ، درآمد به معنای شروع، ظاهر شدن و ورود است. نوارنده یا خواننده ، با اجرای درآمد ، نوع دستگاه یا آواز مربوط را اعلام می کند و در آن داخل می شود. مثلا می گویند: سه گاه را درآمد کرد، یا درآمد سه گاه را نواخت. مفهوم درآمد می تواند در قسمت های دیگر هم باشد. مثلا می توان گفت که گوشه بسته نگار را درآمد کن یا ...
تحریر : صوتی است آهنگین که در اثر گردش سریع هوا از تارهای صوتی پدید می آید. (به تعبیر استاد شجریان مانند تلنگری است که به انتهای حلق زده شود ) تحریر می تواند شکل های بسیار متنوع داشته باشد. تحریر از عوامل سازنده موسیقی ردیف و از ابزارهای مهم در بیان و اجرای هنرمندانه آن است. آموزش تحریرها بخش مهمی از آموزش های ردیف آوازی و فن خوانندگی است. بیان تحریرها ، بنا به آموزش استادان و خلاقیت فردی هنرمند می تواند شکل هایی را داشته باشد که در اصطلاح اهل موسیقی به این شکل ها «ادوات تحریر» می گویند. قدمای موسیقی ایران، بلبل را نمونه تنوع در تحریرها معرفی کرده و تحریرهای موسیقی ایرانی را از صدای این پرنده ساخته اند.
تحریرها دو نوعند : تحریرهای مستقل و دارای جمله کامل و تحریرهای تزئینی. تحریرهای مستقل می توانند از تعدادی تحریر تزئینی تشکیل شوند که اقسام آن عبارتند از : چکشی ، مقطع ، زیرورو ، بلبلی ، غنه ای(تو دماغی) و خرده تحریرها.
گوشه : اجزای تشکیل دهنده دستگاه یا آواز را گوشه می نامند. گوشه، قطعات آهنگینی Melodic Pieces است که در ارتباط منطقی و منظم با یکدیگر قرار گرفته اند و همه آنها با کلیت دستگاه در ارتباطند. گوشه ها به تنهایی استقلالی ندارند، چرا که یا در ارتباط با گوشه های قبل و بعد از خود هستند یا با فرود دستگاه مشخص می شوند. گوشه ها، شکل های تغییر یافته مقام های موسیقی ایرانی در دوران قبل از تشکیل موسیقی دستگاهی هستند.
تیکه یا تکه : تعریف تکه نیز تقریبا همانند گوشه است. با این اختلاف مهم که تکه، نسبت به گوشه، کلی تر و مستقل تر است زیرا هم درآمد دارد و هم فرود.
از همه دوستان هم سپاسگذارم به خاطر لطفی که به من دارن. یه کارم بهتون معرفی می کنم به نام عشق و شب و شیدایی که شامل طرح کلام گذاری بر چند رنگ ایرانی از آثار استادان : درویش خان ، علی اکبرخان شهنازی ، کلنل علینقی وزیری ، غلامحسین بیگجه خانی میشه و با صدای مهیار شادُروان توسط مؤسسه فرهنگی و هنری آوای باربد به بازار عرضه شده.

عشق و شب و شیدایی
موفق باشید .